السيد حامد النقوي
مقدمه 7
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
تعصب و بىانصافى باعث شود كه جمعى از اشعه ولايت دور ، و از درك حقيقت و فضيلت مهجور ، گرد و غبار عناد را برانگيزانند ، تا بلكه فضاء معنويت را تيره و تار ، و بالتالى مرد مرا از استضائه انوار ولايت محروم سازند . و لذا جفا پيشهاى از ريشه منكر صحت حديث غدير مىشود ، استناداً بر اينكه امير المؤمنين عليه السلام در اين سفر با پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله نبوده بلكه به يمن مسافرت كرده ، چنان كه طحاوى در مشگل الاثار ج 2 ص 308 پس از حكايت آن از بعضى از اين دليل عليل جواب گفته . و يكى ديگر اگر چه اصل حديث را انكار نمىكند و ليكن صدر حديث را منكر مىشود ، چنان كه تفتازانى در « المقاصد » ص 290 گفته ، و جمعى كاسهليس نيز از او تقليد كردند . سومى چون ابن تيميه در « منهاج السنة » ذيل حديث را بضعف سند نسبت مىدهد ، و گاهى هم مىگويد : از طريق راويان مورد اعتماد اين حديث نقل نشده ، و گاهى ديگر بىشرمانه مىگويد : علماء ما اين حديث را روايت نكردهاند ، و يك بار ديگر بىپروا مىگويد : غير از احمد بن حنبل اين حديث را كسى روايت نكرده . يكى ديگر چون حسام الدين سهارنپورى در كتاب « مرافض الروافض » ناآگاهانه ، يا خود بنا آگاهى زده گويد : حديث غدير را در صحاح نقل نكردهاند ، با اينكه ترمذى و ابن ماجه چنان كه اشاره شد آن را ذكر نمودهاند . و عجبتر از همه گفتار قاضى عضد ايجى در « المواقف » و تفتازانى در « شرح المقاصد » است كه گفتهاند : كه چون حديث غدير را مسلم و بخارى در صحيحين نقل نكردهاند پس مورد اعتماد نيست . با اينكه هر كس كه صحيحين را با دقت بررسى كنار آگاه مىشود كه